گزارش نشست ها و کارگاه ها

تعداد بازدید:۹۵

گزارش نشستِ« برساخت سوژگی در فضای مجازی(مطالعه موردی کاربران اینستاگرام»

در طی برنامه های هفته پژوهش دانشگاه تبریز که در هفته دوم آذرماه 1403 از سوی موسسه تحقیقات اجتماعی و با حمایت معاونت پژوهش و فناوری دانشکده حقوق و علوم اجتماعی برگزار گردید، یکی از برنامه های ارائه شده توسط گروه های پژوهشی موسسه تحقیقات اجتماعی، در زیر مجموعه گروه پژوهشی «جامعه شناسی مسائل اجتماعی»، توسط دکتر سجاد مسگر زاده دانش آموخته دکترای جامعه شناسی اقتصادی توسعه گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز انجام شد و ایشان در طی نشست تخصصی تحت عنوان « برساخت سوژگی در فضای مجازی(مطالعه موردی کاربران اینستاگرام» که در روز یکشنبه  11/09/1403 در ساعت 13-14، در آمفی تئاتر دکتر کاتوزیان در دانشکده حقوق و علوم اجتماعی دانشگاه تبریز برگزار شد، مطالبی را ارائه کردند. ایشان نخست به تعریفی کلی از مسائل مرتبط با فضای مجازی و نقش آن در سوژه سازی پرداخته و به نقش کنشگران در فضای مجازی و تولید محتواهای مختلف در این فضا اشاره کردند. فضای اینستاگرام به عنوان فضای مجازی که بخش مهمی از اوقات کاربران را اشغال می کند به عنوان یک مطالعه موردی مورد پژوهش قرار گرفته بود.  ایشان به تشریج این فضا و تنوع حضور کنشگران در این فضا و بررسی نظر ندیشمندان مختلف در این خصوص پرداخته و تلاش کردند یک سنخ شناسی از کاربران فضای اینستاگرام ارائه دهند. در آخر نشست به سوالهای دانشجویان در باره این بحث پاسخ داده شد.  در ادامه به خلاصه ای از بحث صورت گرفته در این نشست تخصصی پرداخته می شود.

امروزه فضای مجازی به محیطی برای زندگی گسترش یافته است و به عنوان یک ساختار، تمامی ساختارها و مناسبات جامعه و دنیای واقعی را در حال بلعیدن است و تا حد زیادی تبدیل به محتوای اصلی و پذیرفته شده جهان معاصر شده است. این شرایط سوژه‌گی اجتماعی جایگزینی را شکل داده است. به این معنا که فضای مجازی به عنوان یک موقعیت وجودی یا جهان حیاتی وجودی(بدن زیسته- فضای زیسته- زمان زیسته- ارتباط زیسته) توسط کاربران درک می‌شود و بر همین اساس در آن به عنوان یک جهان اجتماعی درگیر می‌شوند. بررسی جامعه‌شناختی اشکال و تکنیک‌های سوژه‌گی در فضای مجازی نشان  می‌دهد. خودکفایی فردی زیستی، ارضاشدگی حسرت‌آور، شناعت‌گرایی تعمدی و اجراهای بدنی تکنیک‌ها یا پروژه‌های وجودی هستند که سوژه‌گری در اینستاگرام مبتنی بر آنان شکل می‌گیرد. اغلب این اقدامات در حوزه خصوصی و در ارتباط با مصرف کردن و کیفیت آن مطرح هستند. یعنی اخلاق حاکم در گفتمان مبتنی بر سرمایه‌داری مصرف‌کننده. چرا که در رژیم سرمایه‌داری مصرف‌کننده حوزه و امر خصوصی که مرکز و هسته اصلی مصرف مبتنی بر امیال جسمی، جنسی و عاطفی است پررنگ و تقویت می‌شود. دوماً هر چهار مقوله یا تکنیک مبتنی بر اخلاق و فلسفه دیوژن هستند. بنابراین، به نظر می‌رسد سرمایه‌داری مصرف‌کننده با تکیه بر اخلاق و فلسفه دیوژنی حوزه خصوصی را که مهد مصرف است تقویت می‌کند. چرا که نقطه مشترک هر دو تخریب حوزه و امر عمومی و محدود کردن انسان به حوزه مصرف در چارچوب لذت‌ها و امیال طبیعی است و در هر دو خودبسندگی و کیفیت وجود (یا حضور) با خیر خصوصی و ارضا امیال حوزه و امر خصوصی تعریف می‌شود. با تکیه بر این استدلال، سرمایه‌داری دیوژنی به عنوان پدیده اخلاقی حاکم بر فضای مجازی اینستاگرام شناسایی شد. در چارچوب این اخلاق کد اخلاقی اصلی «عمومی‌سان سازی امر و حوزه خصوصی» است و سه مقوله دیگر تکنیک‌های اصلی یا حالت‌های سوژه‌گی آن آن به شمار می‌روند. عمومی‌سان وانمودی از امر عمومی است که امر عمومی را به وسیله حوزه خصوصی شبیه‌سازی می‌کند و تفاوت قطعی میان این دو را از بین می‌برد. در این حالت افراد با مشارکت فعال در حوزه خصوصی و ارضا امیال آن و نمایش آن احساس می‌کنند که به عنوان یک سوژه فعال در جهان حضور دارند، عمل می‌کنند و مشارکت دارند.

 

 

 گزارش نشست «ترومای اجتماعی: تصویر پاتولوژی ارگانیسم اجتماعی»

 

در راستای برنامه های هفته پژوهش دانشگاه تبریز که در هفته دوم آذرماه 1403 از سوی موسسه تحقیقات اجتماعی و با حمایت معاونت پژوهش و فناوری دانشکده حقوق و علوم اجتماعی برگزار گردید، دکتر اسماعیل نوروزی دانش آموخته دکترای جامعه شناسی مسائل اجتماعی گروه علوم اجتماعی دانشگاه تبریز  در زیر مجموعه گروه پژوهشی «جامعه شناسی سلامتِ» این موسسه، نشست تخصصی تحت عنوان «ترومای اجتماعی: تصویر پاتولوژی ارگانیسم اجتماعی» به تاریخ 13/09/1403 ، در آمفی تئاتر دکتر کاتوزیان در دانشکده حقوق و علوم اجتماعی دانشگاه تبریز ، مطالبی را ارائه کردند. ایشان نخست به تعریفی از تروما و مباحث نظری پیرامون تروما پرداخته و به این نکته اشاره کردند که تاکنون در خصوص تروما در ایران هیچ پژوهش جامعه شناختی صورت نگرفته و عمده پژوهش های انجام یافته در داخل و حتی خارج از کشور به تحقیقات پزشکی، روانپزشکی و روانشناختی اختصاص داشته است و همین امر، اهمیت پرداختن به وضعیت جامعه ایرانی به عنوان جامعه تروما زده را از منظر جامعه شناختی دو چندان می سازد. ایشان بحث تروما زدگی جامعه را با استعاره پزشکی مورد بررسی و تحلیل قرار داد. در ادامه به خلاصه ای از بحث ایشان در این نشست تخصصی اشاره می شود:

انسان ها به امنیت، نظم، عشق و ارتباط نیاز دارند، اگر اتفاقی بیفتد که به شدت این نیازها را تضعیف کند، آنها احساس آسیب می کنند(هاسکل، راندال، 2009: 41). هر چند همه ی اتفاقات ناخوشایند نیست، اما معمولا تغییرات اجتماعی، یک سری نامتعادلی هایی را به وجود می آورند و باعث مشکلات و مسائلی برای روند عادی زندگی می شوند. تروما یکی از این اتفاقات است. «تروما» از کلمه یونانی «ترومات» گرفته شده است که به معنای زخمی کردن است. تروما اصطلاحی است که از علم پزشکی وارد متون رشته های دیگر شده است. در پزشکی، تروما را هرنوع زخمی می دانند که در اثر عوامل بیرونی به وجود می آید. بعد از شکل گیری مفهوم تروما و مطالعات پزشکی و روان شناختی در مورد آن، عده ای از پژوهشگران متوجه شدند که تروما نباید تنها مختص حوزه ی پزشکی و روان شناختی باشد بلکه باید به زمینه های اجتماعی نیز پرداخته شود. مثلا همبروگر(2021) معتقد است که تروما باید در چارچوب مفهومی گسترده تری درک و درمان شود(همبروگر،2021) و یا پدویج و هدریه(2019) بر این باورند که فراموشی رنج قربانی از طرف نظام اجتماعی، تروما را پیچیده می کند(پدویچ و هدریه،2019).

با در نظر گرفتن این امر که بررسی وضعیت های ترومایی به صورت گسترده و اجتماعی ضرورت دارد و با توجه به این گفته ی  گاگنه(1998) که می گوید: «نقش جامعه شناسان و انسان شناسان این است که تروما را به عنوان تغییر چشمگیر سیستم روابط انسانی در نظر بگیرند و در نهایت با در نظر گرفتن نامتعادلی های جامعه که بسیاری از متخصصان اجتماعی بر آن صحه می گذارند، این سوال به ذهن می رسد که اگر زخم تن، به عنوان تروما در نظر گرفته می شود، آیا زخم های جامعه به عنوان یک ارگانیسم اجتماعی را  می توان به عنوان ترومای اجتماعی نامید؟ و اگر چنین است، تصویری پاتولوژی ترومای اجتماعی چگونه است؟  بنابراین این پژوهش  به منظور پر کردن مساله خلا نظری مطالعات جامعه شناختی  تروما و به منظور تبیین و تفسیر معنا و مفهوم زخم های اجتماعی تروما زا و دلایل و پیامد های آن این پژوهش شروع شد.

برای رسیدن به تصویر پاتولوژی ترومای اجتماعی، نیاز به اطلاعاتی از کنشگران اجتماعی بود. بنابراین با استفاده از روش کیفی از نوع گراندد تئوری، داده ها، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از بین شهروندان شهر تبریز در سال 1402 به تعداد 34 نفر - تحقق اشباع نظری- از طریق تکنیک مصاحبه ی نیمه ساختاری جمع آوری شد و با استفاده از کدگذاری سه مرحله ای باز، محوری و گزینشی تحلیل و مقولات مرکزی و محوری ترومای اجتماعی شناسایی شدند. برای باورپذیری حضور طولانی در میدان مورد مطالعه وایجاد رابطه ی مناسب با مشارکت کنندگان و متخصصین و انجام بازبینی هایی انجام شد.  با مراجعه ی مکرر به محل و پرسیدن سوالات مبهم خود از مشارکت کنندگان و مطلعین اطمینان پذیری صورت گرفت. برای تایید پذیری، در تحلیل داده ها ارجاعاتی به گفته های پاسخگویان صورت گرفته و شرح و توصیف دقیق فرایند انجام گرفت و در نهایت برای رسیدن به انتقال پذیری تنوع و گوناگونی در ابعاد نمونه، مفاهیم در حال تکوین مورد توجه قرار گرفت.

آنچه تصویر پاتولوژی و جواب آزمایشات نشان داد این بود که ترومای اجتماعی به مانند یک بیماری صعب العلاجی است که به جای درگیری ارگانیسم زیستی،  ارگانیسم اجتماعی را درگیر می کند. این بیماری علایم و ویژگی هایی دارد که نشان می دهد بیشتر اندام های اساسی تن اجتماعی – نهادهای اجتماعی- دچار مسئله و مشکل هستند. اندام تصمیم ساز –نهاد سیاست-آن بیماری دمانس و شیزوفرنی دارد، عضو تغذیه بخش آن- نهاد اقتصادی- با بیماری پفیدگی و انقطاع در گیر است. اندام معنا بخش این تن اجتماعی – نهاد فرهنگ- ملتهب شده و به تالاسمی مبتلاست. بیماری آنتاگونیسم و آستنیا اندام مهم بینش بخش تن اجتماعی – نظام آموزشی- را مسئله دار کرده است.

عضو حساس و اساسی اش- نهاد خانواده- بیماری اکتازی و هیدروسفالی را تجربه می کند. اندام سلامت بخش این بدن اجتماعی- نظام سلامت- آریتم است و خو به بیماری خودایمنی مبتلاست و در نهایت عضو زندگی بخش تن اجتماعی – محیط زیست- آلزایمر دارد و دهیدراته شده است. اما چرا چنین شده است؟ نتایج نشان می دهد که ویروس ها و بیماری هایی به هر یک از این اندام ها ورود کرده و آن ها را با چنین امراضی مواجه کرده و در نهایت بیماری صعب العلاج ترومای اجتماعی را رقم زده است. ویروس ها و بیماری هایی مثل بلاهت و بی تدبیری اجتماعی، کذب مرضی و کرختی اجتماعی، گاستریت و آماس اجتماعی، شکاف و بریدگی اجتماعی، آلایش و عفونت اجتماعی، کم خونی و آنمی اجتماعی، تداخل و ناهمسان سازی اجتماعی، بی انگیزگی، بی رمقی و آمبولی اجتماعی، فشار و بار و هیدروسفالی اجتماعی، ناپایداری و آپورتونیسم اجتماعی، خودزنی و لوپوس اجتماعی و در نهایت بی خیالی و فراموشی و دهیدراته شدن اجتماعی منجر به بروز اختلال در هریک از اندام های مرتبط شده و ترومای اجتماعی را پدید آورده اند. اما ترومای اجتماعی باعث چه چیزی شده است؟

نتایج نشان داد که بیماری صعب العلاج ترومای اجتماعی باعث شده است ناسازی هایی در تن اجتماعی به وجود بیاید. این بیماری سخت درمان، که خود نتیجه ی بیماری های ذکر شده در اندام های خود است باعث پارگی رباط های اجتماعی، بی اختیاری و بی قرای اجتماعی، ضعف عضلانی اجتماعی، سرطان اجتماعی و درماندگی اجتماعی در درون خود شده و در کالبد بیرونی خود، مسمومیت و زگیل های اجتماعی و خودکشی اجتماعی را به وجود آورده است. و در نهایت این که آیا امکان درمان هست؟ نتایج نشان داد که اگر این تن بیمار به موقع و توسط متخصصان خبره ی مرتبط با هر کدام از اندام ها پاتولوژی و آسیب شناسی و تریاژ شود، درمان می شود.

آخرین ویرایش ۱۲ دی ۱۴۰۳