نشست علمیِ «بررسی اقتصاد زیرزمینی با تاکید بر مطالعه وانتی ها در شهر تبریز» در هغته دوم آذر ماه ۱۴۰۳ برگزار شد

۰۵ دی ۱۴۰۳ | ۱۹:۳۹ کد : ۲۴۴۱۲ اخبار تصویری اطلاعیه ها
تعداد بازدید:۴۵
در هفته دوم آذرماه ۱۴۰۳ از سوی موسسه تحقیقات اجتماعی و با حمایت معاونت پژوهش و فناوری دانشکده حقوق و علوم اجتماعی نشستی با عنوان «بررسی اقتصاد زیرزمینی با تاکید بر مطالعه وانتی ها در شهر تبریز» توسط آقای عادل مجبتیان دانشجوی دکتری جامعه شناسی گرایش مسائل اجتماعی  ارائه و برگزار گردید، این نشست در زیر مجموعه نشست های گروه پژوهشی جامعه شناسی شهر و روستا برگزار شده و به بررسی مسائل شهری پرداخته است. این بحث در واقع گزارشی از  طرح پژوهشی بوده که به سفارش مرکز پژوهش های شورای اسلامی کلانشهر تبریز و توسط آقای محبتیان انجام گرفته است.  این نشست در روز یکشنبه ۱۸/۰۹/۱۴۰۳ در ساعت ۱۲-۱۴، در آمفی تئاتر دکتر کاتوزیان در دانشکده حقوق و علوم اجتماعی دانشگاه تبریز برگزار شد. ایشان نخست به تعریفی کلی از اقتصاد غیررسمی و جایگاه آن در جامعه و شکل دهی به مسائل شهری پرداخته و سپس بر روی موضوع مورد مطالعه خود به عنوان نمونه ای از اقتصاد غیررسمی پرداختند. در طی بحث، نوع خرده فرهنگ حاکم بر این گروه از شاغلین و سنخ شناسی موجود از وانتی ها ، محل تعاملات و کنش های شکل گرفته در چارچوب این شغل پرداخته شد. در ادامه به خلاصه ای از بحث صورت گرفته در این نشست تخصصی پرداخته می شود.

در هفته دوم آذرماه 1403 از سوی موسسه تحقیقات اجتماعی و با حمایت معاونت پژوهش و فناوری دانشکده حقوق و علوم اجتماعی نشستی با عنوان «بررسی اقتصاد زیرزمینی با تاکید بر مطالعه وانتی ها در شهر تبریز» توسط آقای عادل مجبتیان دانشجوی دکتری جامعه شناسی گرایش مسائل اجتماعی  ارائه و برگزار گردید، این نشست در زیر مجموعه نشست های گروه پژوهشی جامعه شناسی شهر و روستا برگزار شده و به بررسی مسائل شهری پرداخته است. این بحث در واقع گزارشی از  طرح پژوهشی بوده که به سفارش مرکز پژوهش های شورای اسلامی کلانشهر تبریز و توسط آقای محبتیان انجام گرفته است.  این نشست در روز یکشنبه 18/09/1403 در ساعت 12-14، در آمفی تئاتر دکتر کاتوزیان در دانشکده حقوق و علوم اجتماعی دانشگاه تبریز برگزار شد. ایشان نخست به تعریفی کلی از اقتصاد غیررسمی و جایگاه آن در جامعه و شکل دهی به مسائل شهری پرداخته و سپس بر روی موضوع مورد مطالعه خود به عنوان نمونه ای از اقتصاد غیررسمی پرداختند. در طی بحث، نوع خرده فرهنگ حاکم بر این گروه از شاغلین و سنخ شناسی موجود از وانتی ها ، محل تعاملات و کنش های شکل گرفته در چارچوب این شغل پرداخته شد. در ادامه به خلاصه ای از بحث صورت گرفته در این نشست تخصصی پرداخته می شود.

در حالت کلی اقتصاد غیررسمی یا informal sector به فعالیت های اقتصادی اطلاق می شود که خارج از چارچوب های رسمی، تنظیم شده و نهادی مانند قوانین مالیاتی، قوانین کار و سیستم های گزارش دهی رسمی رخ می دهد. کیت هارت که این اصطلاح را در مطالعه خود درباره اقتصادهای شهری غنا معرفی کرد، اقتصاد غیررسمی را به عنوان فعالیت هایی تعریف کرد که درآمد را فراهم می کند اما خارج از بخش های رسمی، قانونی و تنظیم شده است. او بر سازگاری و نوآوری افرادی که در محیط‌های غیررسمی فعالیت می‌کنند تمرکز کرد. پورتس و ساسن استدلال می کنند که اقتصاد غیررسمی جزء لاینفک سرمایه داری جهانی است. این شامل فعالیت‌های اقتصادی غیرقانونی است که با بازارهای رسمی مرتبط هستند، اما متمایز از آن هستند. آنها پویایی قدرت، کار جنسیتی، و  استثمار در ترتیبات غیررسمی را برجسته می کنند. کاستلز ، پورتس و بنتون اقتصاد غیررسمی را شامل کلیه فعالیت‌های درآمدزا می‌دانند که توسط نهادهای دولتی تنظیم نشده و در عین حال به موازات سیستم‌های رسمی عمل می‌کنند. آنها بر نقش آن در ارائه راهبردهای بقا برای گروه های به حاشیه رانده شده تاکید می کنند. کاستلز اشاره می کند، «اقتصادغیررسمی مجموعه‌ای از فعالیت‌های بقای مجزا نیست، بلکه پدیده‌ای سیستمی است که با ساختار جامعه گره خورده است» .

در این حوزه مفاهیمی‌مانند «مسیر دیگر» دو سوتو وجود دارد که استدلال می‌کند اقتصاد غیررسمی‌مکانیسم‌های بقای جوامع به حاشیه رانده شده را فراهم می‌کند، حتی اگر در یک منطقه خاکستری عمل کند. وی در کتاب «مسیر دیگر: پاسخ اقتصادی به تروریسم» که در سال 1989 منتشر شد، استدلال می‌کند که کشورهای در حال توسعه صرفاً نسخه‌های ضعیفی از کشورهای توسعه ‌یافته نیستند، بلکه «مسیر دیگر» متمایز خود را برای توسعه اقتصادی دارند. مشخصه این مسیر یک اقتصاد غیررسمی‌بزرگ و پر جنب و جوش است که در آن مردم در خارج از سیستم‌های قانونی و نظارتی رسمی‌به فعالیت‌های اقتصادی می‌پردازند.

مفهوم «بخش غیررسمی» ‌هارت (2018) نشان می‌دهد که چگونه فعالیت‌های غیررسمی‌درآمد ایجاد می‌کنند اما اغلب تحت شرایط ناامن و استثمارگرانه می‌باشند.‌. بخش غیررسمی‌یک موجودیت یکپارچه نیست، بلکه مجموعه‌ای متنوع از فعالیت‌ها و کنش‌ها است. این می‌تواند شامل فروشندگان خیابانی، تولیدکنندگان صنایع دستی، کارگران خانگی و ارائه دهندگان خدمات کوچک باشد. افراد در بخش غیررسمی‌غالباً به منابع رسمی‌مانند سرمایه و اعتبار دسترسی ندارند، اما برای امرار معاش، تدبیر و مهارت‌های کارآفرینی قابل توجهی از خود نشان می‌دهند. برای بسیاری از شرکت کنندگان در این بخش، بخش غیررسمی‌درآمد و معیشت ضروری را در مواجهه با فرصت‌های محدود در بخش رسمی‌فراهم می‌کند. از نظر‌هارت بخش غیررسمی‌نقش مهمی‌در تولید درآمد، اشتغال و تولید کالاها و خدمات به ویژه در کشورهای در حال توسعه ایفا می‌کند .

«روح کارآفرینی» دو سوتو یا «بخش غیررسمی‌و سازگاری با مهاجران» پورتس نیز برای استفاده در این حوزه مفید خواهد بود. دسوتو ادعا می‌کند که بخش غیررسمی، که اغلب به عنوان غیرمولد و پر هرج و مرج دیده می‌شود، در واقع دارای پتانسیل کارآفرینی عظیمی‌است و کمک قابل توجهی به اقتصادهای محلی می‌کند. این پتانسیل به دلیل عدم شناسایی رسمی‌و حقوق مالکیت برای دارایی‌هایی که توسط کارآفرینان غیررسمی ‌نگهداری می‌شود، استفاده نشده باقی می‌ماند. د سوتو پیشنهاد می‌کند که باز کردن سرمایه مرده با قانونی کردن و به رسمیت شناختن حقوق مالکیت غیررسمی‌ برای توسعه اقتصادی بسیار مهم است. این به مردم این امکان را می‌دهد تا از دارایی‌های خود برای وام، سرمایه‌گذاری در مشاغل و مشارکت کامل‌تر در اقتصاد رسمی‌استفاده کنند. او معتقد است که این می‌تواند به افزایش فرصت‌ها، کاهش فقر و حتی کاهش حمایت از گروه‌های افراطی منجر شود. او استدلال می‌کند که کشورهای در حال توسعه از «سرمایه مرده» رنج می‌برند، که به دارایی‌های تولیدی مانند خانه‌ها، زمین‌ها و تجهیزاتی اشاره دارد که در مالکیت مردم هستند اما فاقد عناوین رسمی‌یا اسناد معتبر هستند. این امر از استفاده از این دارایی‌ها به عنوان وثیقه برای وام جلوگیری می‌کند و مانع از سرمایه گذاری و رشد اقتصادی می‌شود.

از طرفی پورتس(2006)  استدلال می‌کند که اهمیت بخش غیررسمی‌برای سازگاری مهاجران بسته به مرحله اسکان آنها متفاوت است. ممکن است در مراحل اولیه به عنوان یک شبکه ایمنی حیاتی برای یافتن کار و افزایش درآمد عمل کند، اما مزایای بلندمدت آن محدود است و اتکا به آن می‌تواند مانع حرکت رو به بالای آنها شود. مناطق و شبکه‌های اجتماعی قومی‌می‌توانند نقش مهمی‌در تسهیل مشارکت در بخش غیررسمی‌برای مهاجران، فراهم کردن دسترسی به مشاغل، اطلاعات و منابع ایفا کنند. پورتس پیشنهاد می‌کند، با گذشت زمان، بسیاری از مهاجران به دنبال انتقال به اقتصاد رسمی‌برای ثبات، برخورداری از مزایا و تحرک رو به بالا هستند. این انتقال اغلب با اکتساب زبان، توسعه مهارت و افزایش یکپارچگی اجتماعی مرتبط است. میوه‌فروشی با وانت یکی از اشکال معیشت، فرهنگ، و اقتصاد غیررسمی است که طبقات فرودست جامعه تبریز برای تأمین زندگی و بقا به آن روی آورده‌اند. در سال‌های اخیر، با تشدید بحران‌های اقتصادی، این فعالیت گسترش یافته و اکنون هزاران نفر در خیابان‌های اصلی تبریز به این شغل مشغول هستند. این شکل از کسب‌وکار چالش جدی برای فروشندگان رسمی میوه محسوب می‌شود، چرا که آن‌ها با هزینه‌های بالای خرید یا اجاره مغازه روبرو هستند و برخلاف وانتی‌ها، امکان جابه‌جایی برای جذب مشتری بیشتر را ندارند.

به نظر می رسد پس از گشت و گذار های طولانی و حضور در مناطق و محله‌های پرتراکم و تعاملات مکرر با وانتی ها و میوه فروشان خیابانی تبریز و مشاهده مشارکت آمیز سکانس هایی از زندگی روزمره آنها از نزدیک تا حدود زیادی لایه‌های فرهنگی این اجتماع غیر رسمی مکشوف و ظاهر گشته است. حدود 7 سنخ مختلف وانتی میوه فروش در تبریز شناسایی شده است، که شامل 1. وانتی‌های کنار خیابانی، 2. وانتی‌های سیار محله گرد، ۳. وانتی‌های یکجانشین، ۴. وانتی‌های جلوی مغازه‌ای، ۵. وانتی‌های فصلی «زومارلیخ»، ۶.وانتی‌های طایفه‌ای، ۷. وانتی‌های مافیا. از این 7 سنخ، وانتی های مافیا و وانتی های طایفه‌ای پتانسیل بالایی برای درگیری و ایجاد تنش با ماموران شهرداری دارند و بخصوص وانتی های مافیا از جانب مردم و ماموران و دیگر فروشندگان خیابانی، اغلب اراذل و اوباش قلمداد می شوند و متهم به دستکاری در ترازو هایشان هستند. بقیه سنخ ها در قشر آسیب پذیر جامعه قرار می گیرند و هم زیاد دردسر ساز نیستند و هم هر لحظه تابع دستورات ماموران می باشند. در واقع آن سنخ از وانتی های میوه فروش که درگیر می شوند و مشکل آفرین برای نظم محلات و ترافیک معابر هستند و بدون پرداخت هرگونه مالیات و عوارضی در بهترین نقاط شهر مشغول کسب درآمد های قابل توجه هستند و دست به هرگونه خلاف و کلاهبرداری می زنند، سنخ وانتی های مافیا است که در مواردی حتی با اتهاماتی مبنی بر فروش مواد مخدر، مشروبات الکلی و دیگر اجناس غیرمجاز مواجه هستند. همانطور که قبلا نیز اشاره شده، منظور از وانتی های مافیا، باندهای بزرگ از وانت ها و فروشندگانی هستند که معمولا برای یک نفر کار می‌کنند. این افراد(مافیا) معمولا با ماموران شهرداری در سطوح بالا و برخی ماموران نیروی انتظامی در ارتباط و تعامل هستند و از طریق راه‌های مختلف اعم از پرداخت رشوه، ایجاد درگیری و نزاع، تهدید ماموران، و حتیدر مواقعی همکاری با ماموران شهرداری، در یک حالت سازگارانه با ماموران و مقامات شهری «همزیستی پنهان» می‌کنند. بطوریکه تا جایی که محقق در میدان مشاهده کرده است، این ساختار همزیستی خیلی محکم و قوی می باشد، و بنظر می رسد، به آسانی نمی‌شود این ساختار را اصلاح یا دگرگون کرد. بر اساس اظهارات رمضانی، رحیمی و برادران میدان آذربایجان، این تعاملات و همکاری بین افراد مافیا و ماموران شهرداری بطور مستمر در جریان است و نوعی «همزیستی پنهان» بین این دو ساختار متعارض ایجاد شده است. رابطه بین ماموران شهرداری و مافیای وانتی های میوه فروش یک رابطه دیالکتیکی همزیستانه است که عوامل همفراخوان زیادی در درون آن در جریان است. این رابطه بواسطه پرداخت وجوه مالی به ماموران، امکان برونسپاری مسئولیت های ماموران شهرداری به افراد مافیا، اجتناب از خطر بروز درگیری های شدید با مافیا، و از طرفی دیگر بخاطر کافی نبودن حقوق های ماموران شهرداری، عدم وجود تشویقی و اضافه کاری ماموران، عدم حمایت و پشتیبانی بخش حقوقی شهرداری از ماموران در کلانتری و دادگاه ها در اغلب مواقع درگیری و در نتیجه کاهش انگیزه در ماموران شهرداری، یک نوع نیاز به سازگاری و تعامل غیر رسمی را بین آنها ایجاد می‌کند که این سازگاری کارکردی ماهیت وجودی هر دو طرف را تضمین می‌کند. به عبارتی دیگر از آنجایی که ماموران شهرداری طبق مشاهدات میدانی محقق، در مقایسه با دیگر کارمندان بخش اداری شهرداری، احساس تبعید به بخش خدمات شهری را دارند و به نوعی، به کارمندانی «به حاشیه رانده شده» و «طرد شده» از سیستم تبدیل شده اند، لذا در مواجه با وانتی های میوه فروش و فروشندگان خیابانی که در مقایسه با دیگر شهروندانی که در بخش رسمی و مرکزی جامعه فعالیت اقتصادی می‌کنند، در بخش اقتصاد غیر رسمی و حاشیه‌ای جامعه مشغول کار هستند و بصورت اجتماعی «طرد شده» اند، یک نوع احساس همسان بودگی و یا نوعی همذات پنداری و حس هم منزلتی بین این دو ساختار(ماموران و وانتی ها) بوجود آمده است، که احتمال تعامل و سازگاری را برای همزیستی کچ کارکردانه و کم هزینه بین این دو را افزایش می دهد و منجر به ایجاد نوعی «حکمرانی جبرانی» می‌شود که خارج از چارچوب های قانونی در جریان است. همزیستی، تعامل و همکاری بین دو گروه طرد شده و به حاشیه رانده شده، پدیده‌های پیچیده‌ای هستند که تحت تأثیر عوامل مختلف اجتماعی، اقتصادی و روانی قرار دارند. این پویایی ها توسط مکانیسم های طرد و پتانسیل همکاری شکل می گیرد که می تواند توسط ساختارهای اجتماعی و رفتارهای فردی تقویت یا تضعیف شود. حاشیه نشینی اغلب منجر به این می‌شود که گروه ها به افراد خارجی تبدیل شوند و از مشارکت اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگی کنار گذاشته شوند. این می تواند به اشکال مختلف، مانند طرد شدن از بازار کار یا وابستگی به نیروی کار متزلزل، ظاهر شود و اغلب با نژادپرستی یا ناتوانی سیستماتیک تشدید می‌شود . طرد اجتماعی که به عنوان نادیده گرفته شدن و طرد شدن تعریف می‌شود، افراد را از شناخت و تولید معنا محروم می‌کند و منجر به احساس نامرئی بودن در جامعه می‌شود. طرد غیرمستقیم می تواند به طور متناقضی همکاری را در تعاملات گروهی ارتقا دهد. با گنجاندن انتخابی همکاران در تعاملات مکرر، طرد غیرمستقیم می تواند همکاری و همزیستی بین همکارها و جداشدگان را تثبیت کند . افراد طرد شده ممکن است همکاری انطباقی از خود نشان دهند، جایی که تمایل کمتری به همکاری با کسانی دارند که قبلاً آنها را کنار گذاشته‌اند، اما همچنان با افراد ناشناس همکاری می‌کنند. این رفتار با فرضیه انتقام همسو می‌شود و نشان می‌دهد که طرد به طور کلی تمایل کلی برای همکاری را کاهش نمی‌دهد .

انگار مامور واحد خدمات شهری که از آن واحد به عنوان تبعیدگاه شهرداری یاد میشود، به عضوی طرد شده و حاشیه نشین تبدیل می‌شود، و خود را در شرایطی همانند با وانتی هایی که به عنوان یک شاغل بخش اقتصاد غیر رسمی و به حاشیه رانده شده اند، درک می‌کند، و احساس همانندی بین آن ها بوجود می آید و باهم به همزیستی میپردازند.

این ساختار همزیستی بین ماموران و وانتی های مافیا منجر به آمدن فشار ها بر روی دیگر سنخ های وانتی میوه فروش می‌شود که اغلب از بخش ضعیف و آسیب پذیر جامعه هستند. این پیامد باعث میشود که میدان برای فروش بهتر وانتی های مافیا بازتر باشد و از طرفی هم ماموران با حذف و توقیف این بخش آسیب پذیر به تکالیف سازمانی خود عمل کرده اند و گزارش عملکرد به مقامات بالاتر داده اند. بنظر می رسد بر اساس مشاهدات میدانی دامنه همکاری و تعامل بین این دو ساختار، از این سطح نیز گسترده تر و عمیق تر هم باشد و تا سطوح بالای مقامات شهری نیز رسوخ کرده یاشد. چون طبق مشاهدات، یک حس بیهوده گی و ناکارآمدی و بی نتیجه بودن اقدامات در بین ماموران شهرداری وجود دارد که حکایت از وجود چرخه‌های بروکراتیک و عملیاتی معیوب و نامطلوب در این فرآیند دارد. ماموران بحش خدمات شهری از یک سو تحت فشار های سازمانی، محرومیت های منزلتی، نارضایتی های شغلی، فشار ها و تنش های شدید کاری و... قرار دارند و از سوی دیگر اقدامات خود را بی ثمر و بیهوده ارزیابی می‌کنند، به دلیل مماشات سیستم قضایی یا گاها همکاری مقامات بالاتر با مافیا و آزادسازی آن ها با یک تماس تلفنی، بقول رحیمی، «دوشانا دییم قاچ، تازیا دییم تووت»، احساس زائد بودن را در بین آنها تقویت می‌کند، و در مجموع این شرایط آنها را به سمت سازگاری و تعامل و همزیستی پنهان با مافیا و کنشگران این حوزه سوق می دهد.

همزیستی به معنای توانایی چندین عنصر در زندگی یا عمل کردن در کنار هم به رغم وجود اختلافات است. همزیستی نشان‌دهندۀ نوعی از سازگاری نسبی است که در آن عناصر با وجود اختلافات، می‌توانند به طور مسالمت‌آمیز با هم وجود داشته باشند.

وانتی های میوه فروش در تبریز، بجز سنخ مافیا که از آزادی عمل بیشتری برخوردار هستند، اغلب یا به مناطق و محلات فرعی و حاشیه‌ای و محروم رانده شده اند، که در آن محلات بخاطر رکود و کسادی بازار از بین بروند، یا بخاطر برخورداری از حمایت های طایفه‌ای و خویشاوندی غیرقابل کنترل شده اند و هزینه درگیری با آنها برای ماموران بالاست و ماموران بیشتر ترجیح می دهند بصورت زبانی و لفظی با آنها مدارا کنند.

در نهایت بر اساس مشاهدات میدانی بنظر می رسد که در شرایط موجود، امکان ریشه کن کردن، یا سازماندهی و مدیریت پدیده دستفروشی و وانتی های میوه فروش در شهر عملیات پیچیده باشد، و رسیدن به این مهم نیازمند اصلاحات اساسی در سیاست های خرد و کلان شهرداری است.

مهمترین پیشنهاد بر اساس مشاهدات میدانی، اغلب وانتی ها و دستفروشان تمایل دارند که در صورت امکان، مکان هایی در محله‌های خودشان، جاهایی که معمولا بساط می‌کنند، شهرداری سازماندهی کند، و آنها در آنجا تحت نظر و مدیریت شهرداری به کسب و کارشان مشغول باشند. منتهی طبق تجربیات شکست خورده گذشته در این زمینه، اجرای درست این قضیه نیازمند بررسی کارشناسانه دقیق و مدیریت منظم است. این کار می تواند به تدریج فروشندگان وانتی را در چارچوب اقتصاد رسمی ادغام کند و آنها را در مدیریت فعالانه شهر سهیم نماید. همچنین این رویکرد مردم‌محور می تواند نشاط اقتصادی و منافع عمومی را ارتقا می‌دهد و به عنوان الگویی برای مدیریت شهری نوآورانه عمل می‌کند.  برخی از استراتژی ها عبارتند از: توانمندسازی و آموزش فروشندگان؛ ارائه برنامه‌های اشتغال جایگزین؛ همکاری با ذینفعان و مشارکت دادن عاملان این حوزه در برنامه ریزی های شهری؛ ارائه مشوق های شغلی به ماموران شهرداری و ارائه برنامه‌های آموزشی برای حمایت از ماموران شهرداری.

در حالی که این استراتژی ها راه حل های امیدوارکننده‌ای را ارائه می دهند، مهم است که چالش های ذاتی در مدیریت فروشندگان خیابانی را بشناسیم. ماهیت غیررسمی دستفروشی در خیابان اغلب منجر به تنش بین فروشندگان و ماموران می‌شود، همانطور که در شهرهای مختلف جهان مشاهده می‌شود. تلاش‌ها برای ریشه‌کن کردن یا محدود کردن دستفروشی‌های خیابانی ممکن است بدون توجه به عوامل اجتماعی-اقتصادی اساسی و ارائه جایگزین‌های مناسب برای فروشندگان پایدار نباشد. بنابراین، یک رویکرد متعادل که ترکیبی از باز تعریف مقررات، پشتیبانی و نوآوری باشد برای مدیریت موثر فروشندگان خیابانی ضروری است.

آخرین ویرایش ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۴

نظر شما :